پرسش و پاسخ مهدوی

چه کسانی در برابر امام زمان(ع) می ایستند؟

 

دنیاخواهی و اسیر دنیا بودن یکی از عوامل جداکننده حقیقت طلبان از باطل جویان است. از آنجا که حکومت حضرت مهدی(عج) عالم ‌گیر است و منفعت طلبان به عدالت سوق داده می شوند و بر آمال دنیا خواهی شان تازیانه عدالت و حقیقت نواخته خواهد شد؛ بنابراین بیشترین مخالفت ‌ها ازسوی دنیاطلبان و دنیاخواهانی است که در هراس از دست دادن آن یا به شوق و عشق زیاده خواهی آنند. پس مبارزه شان جدی ‌تر و کراهت و ناپسندی شان از آن حادثه و از آن واقعه، بیشتر و جدی ‌تر است.

دنیاخواهان در مقابل امام مهدی(عج)

عدم فهم جایگاه امام و ولایت

این افراد که دلبسته دنیایند و برای رسیدن به آن همواره در تلاش و کوشش، نسبت به جایگاه امام و ولایت نه تنها هیچ شناختی ندارند؛ بلکه از درک و فهم آن نیز عاجزند. در زیارت حضرت امیر(ع) می خوانیم: "خدایا شکرت که مرا بر این زیارت موفق ساختی ... درحالی که اهل دنیا و آنانی که آیات خدا را به تمسخر گرفته و فریفته دنیا شدند، از زیارت او سر باز زدند. شکر تو را که مرا معرفتی دادی که اهل دنیا جاهل آنند و به دیگران روی آوردند."(1)

ترجیح دنیا به آخرت

خداوند از این ویژگی آنان چنین سخن می گوید: "ذلِکَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَیاةَ الدُّنْیا عَلَی الْآخِرَةِ وَ أَنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرینَ"؛ این به خاطر آن است که زندگی دنیا(و پست را) بر آخرت ترجیح دادند و خداوند افراد بی ‏ایمان (لجوج) را هدایت نمی‏ کند."(2)

کفر به آیات الهی

در آیه دیگری درباره این ویژگی آنان می خوانیم: "(در آن روز به آن ها می‏ گوید:) ای گروه جن و انس! آیا رسولانی از شما به سوی شما نیامدند که آیات مرا برایتان بازگو می ‏کردند و شما را از ملاقات چنین روزی بیم می دادند؟ آن ها می ‏گویند: "بر ضد خودمان گواهی می ‏دهیم، (آری) ما بد کردیم" و زندگی (پر زرق و برق) دنیا آن ها را فریب داد و به زیان خود گواهی می‏ دهند که کافر بودند."(3)

فریفته دنیا شدن

از دیگر ویژگی های آنان این است که دنیا آن ها را فریفته و اسیر خود کرده است: "همان ها که دین و آیین خود را سرگرمی و بازیچه گرفتند و زندگی دنیا آنان را مغرور ساخت. امروز ما آن ها را فراموش می‏ کنیم، همان گونه که لقای چنین روزی را فراموش کردند و آیات ما را انکار نمودند."(4)

دل بسته دنیا و ماندن در آن

آیه دیگری از این صفت آنان چنین نام برده است: "و آن ها را حریص‏ ترین مردم ـ حتی حریص تر از مشرکان ـ بر زندگی (این دنیا و اندوختن ثروت) خواهی یافت (تا آنجا) که هر یک از آن ها آرزو دارد هزار سال عمر به او داده شود؛ درحالی که این عمر طولانی او را از کیفر (الهی) باز نخواهد داشت و خداوند به اعمال آن ها بیناست."(5)

سیره رفتاری اسیران دنیا در دوران غیبت

سستی و تنبلی

نیم نگاهی به این آیه شریفه که می فرماید: "ای کسانی که ایمان آورده‏ اید، چرا هنگامی که به شما گفته می ‏شود: "به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید" بر زمین سنگینی می ‏کنید (و سستی به خرج می ‏دهید)؟ آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده ‏اید؟ با اینکه متاع زندگی دنیا در برابر آخرت، جز اندکی نیست"(6) بیانگر آن است که این افراد در امور معنوی و تکالیف خود سست و کسل اند؛ زیرا تمام همت و عشق شان رسیدن بیشتر به دنیاست.

تمسخر مؤمنین

این افراد که خود را برتر از دیگران و به خصوص مؤمنان می پندارند، همواره به تمسخر آنان می پردازند. قرآن در این باره می فرماید: "زندگی دنیا برای کافران زینت داده شده است، از این رو افراد باایمان را (که گاهی دستشان تهی است) مسخره می ‏کنند، درحالی که پرهیزگاران در قیامت، بالاتر از آنان هستند (چرا که ارزش های حقیقی در آنجا آشکار می‏ شود و صورت عینی به خود می‏ گیرد) و خداوند هرکس را بخواهد، بدون حساب روزی می‏ دهد."(7)

رویگردانی از راه خدا و تحریف

از آنجا که افق دید دلبستگان دنیا تنها همین دنیای فانی را می بیند، می کوشند که دیگران را نیز با خود همسو کنند و آن ها را از انجام تکالیف خود باز دارند تا بیشتر از دنیا بهره گیرند یا آنان را بیشتر استثمار کنند. قرآن در توصیف آنان می فرماید: "همان ها که زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح می ‏دهند و (مردم را) از راه خدا باز می‏ دارند و می ‏خواهند راه حق را منحرف سازند، آن ها در گمراهی دوری هستند."(8)

متظاهر به انتظار امام

امام صادق(ع) در سخنی حال و روز این افراد متظاهر کوفی صفت را این گونه بیان می کند: "مردم درباره ما سه گروهند: گروهی ما را دوست دارند، سخن ما را‌ می ‌گویند و منتظر فرج ما هستند، ولی عمل ما را انجام نمی ‌دهند؛ اینان اهل دوزخند. گروه دوم نیز ما را دوست دارند، سخن ما را‌ می ‌گویند، منتظر فرج ما هم هستند، عمل ما را انجام‌ می ‌دهند، اما برای رسیدن به دنیا و دریدن مردمان. اینان نیز جایگاهشان دوزخ است و گروه سوم ما را دوست دارند، سخن ما را گفته، منتظر فرج ما هستند و عمل‌ می‌کنند (برای خدا) اینان از ما و ما از آنانیم."(9)

از دیگر صفات و ویژگی های آنان می توان به مواردی همچون عدم یاری راه حق، عدم ادای حقوق الهی چون زکات و خمس، عدم زمینه سازی همراهی و یاری بیشتر افراد به خاطر ثروت اندوزی شان، عدم اطاعت و همراهی و گاه نفرت از نواب عام امام نیز همراهی با دشمنان دین و ولایت نام برد.
ای کسانی که ایمان آورده ‏اید، چرا هنگامی که به شما گفته می ‏شود: "به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید" بر زمین سنگینی می ‏کنید (و سستی به خرج می ‏دهید)؟ آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده ‏اید؟ با اینکه متاع زندگی دنیا در برابر آخرت، جز اندکی نیست.

شیوه مبارزاتی در دوران ظهور

پذیرفتن دیگران به جای ائمه(ع)

امام حسن مجتبی(ع) در پاسخ حسن بصری که در نامه ای به حضرت از حیرت و سردرگمی امت نوشته و از حضرت خواسته بود به او آنچه از خدا آموخته، بیاموزد؛ نوشت: "بله چنان که نوشتی ما اهل بیتیم. نزد خدا و پیامبر(ص)، اما پیش تو و اصحابت. اگر چنان که گفتی بود، دیگران را بر ما مقدم نمی داشتید. به جانم سوگند خداوند شما را در قرآن چنین مثال زده: "أَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذِی هُوَ أَدْنی‏ بِالَّذِی هُوَ خَیْرٌ" ؛ "این درباره شما و اصحاب توست".(10)

انکار ولایت

امام باقر(ع) در تفسیر آیه شریفه "فَالْیَوْمَ نَنْساهُمْ کَما نَسُوا لِقاءَ یَوْمِهِمْ هذا وَ ما کانُوا بِآیاتِنا یَجْحَدُونَ"؛ "امروز ما آن ها را فراموش می ‏کنیم، همان گونه که لقای چنین روزی را فراموش کردند و آیات ما را انکار نمودند"(11) به شیوه مبارزاتی این افراد اشاره کرده و به جابر فرمود: "قسم به خدا آیات ما را انکار کردند. ای جابر! چه می گویی درباره آنانی که سنت و راه ما را نابود کرده و دشمنان ما را اطاعت نموده و حرمت ما را هتک کردند. به ما ظلم روا داشته و حق ما را غصب نمودند. سنت و روش ظالمان را به پا داشته و راه و مسیر فاسقان را پیمودند."(12)

رویارویی و مبارزه با امام

در احادیث کربلا افرادی چون شبث بن ربعی، حماد بن ابجر، یزید بن حارث، قیس بن الاشعث، عمرو بن حجاج زیدی و ... تمام گفته ‌ها و نوشته های خود برای امام و عهد و سوگندها را فراموش کرده و در مقابل سخن و احتجاج امام حسین علیه السلام نامه را انکار کردند. اینان به خیال پست و مقام و مسئولیت آمده بودند؛ بنابراین به خیل نامه ‌نگاران پیوستند و روزی با آمدن ابن زیاد، از این فرقه برون آمده و خرقه و لباس جنگ با امام حسین(ع) را به تن کردند. اینان بندگان دنیا بودند و هر کس که ذره ‌ای از آن را داشت یا به آن ها وعدة آن را‌ می ‌داد، بندگی‌ می ‌نمودند.

یاری نکردن و سستی در کار‌ها

خداوند در قرآن می فرماید: "یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا ما لَکُمْ إِذا قیلَ لَکُمُ انْفِرُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَی الْأَرْضِ أَ رَضیتُمْ بِالْحَیاةِ الدُّنْیا مِنَ الْآخِرَةِ فَما مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا فِی الْآخِرَةِ إِلاَّ قَلیلٌ"؛ "ای کسانی که ایمان آورده ‏اید، چرا هنگامی که به شما گفته می ‏شود: "به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید" بر زمین سنگینی می ‏کنید (و سستی به خرج می ‏دهید)؟ آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده ‏اید؟ با اینکه متاع زندگی دنیا در برابر آخرت، جز اندکی نیست."(13)

پی نوشت:

1. بحارالانوار، ج97، ص336.

2. نحل، 107.

3. انعام،130.

4. اعراف، 51.

5. بقره، 96.

6. توبه، 38.

7. بقره، 212.

8. ابراهیم، 3.

9. تحف‌العقول، ص513.

10. بحارالأنوار، ج10، ص136 .

11. اعراف، 51.

12. بحارالأنوار، ج26، ص12 .

13. توبه، 38.




:: برچسب‌ها: حکومت جهانی حضرت مهدی عج

نویسنده : هم عهدان منتظر
تاریخ : یکشنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٤
چراشیطان زمان ظهور خود را تسلیم امام می‌کند تا سر او را جدا کنند؟

 

این سؤال دو بخش دارد: یکی مسأله علت تسلیم شدن شیطان، دوم سر بریدن و اعدام شیطان توسط حضرت مهدی(عج).
در به استحضار می‌رسانم که جواب بخش نخست سؤال منوط به روشن شدن پاسخ بخش دوم سؤال است گواینکه شما مسأله سربریدن شیطان را مسلم گرفته‌اید و از علت تسلیم شدن او سؤال نموده‌اید. در فرض مثبت بودن جواب فقره دوم سؤال، تسلیم شدن شیطان نیز قهری و از روی اجبار خواهد بود زیرا هیچ دشمنی با میل و رغبت خود به قربانگاه نمی‌رود بلکه ناگزیر از تسلیم شدن می‌باشد.
اما مطلب مهم مربوط به این سؤال، روشن شدن این مسأله است که: آیا در عصر ظهور شیطان بوسیله حضرت(عج) کشته می‌شود و یا نه و دلیل این مطلب چیست؟
این موضوع هم در قرآن به صورت اشاره، مطرح شده است و هم در روایات ذیل آن آیه، نقل گردیده است در قرآن کریم جریان مهلت خواستن شیطان از خداوند در دو آیه (37 ـ 38 سوره حجر 80 ـ 81 سوره ص) به یک شکل آمده است. در این آیه، شیطان بعد از طرد شدن از درگاه الهی، از خداوند تقاضا می‌کند که ـ رب فانظرنی الی یوم یبعثون ـ خدایا مرا تا روز قیامت مهلت بده. خداوند در پاسخ می‌فرماید: انک من المنظرین الی یوم الوقت المعلوم. یعنی تو اجازه داری تا زمان مشخصی به کار خود ادامه دهی. که خداوند اصل تقاضای شیطان را موافقت فرموده اما مقدار و زمان مورد نظر شیطان را نپذیرفته و آن را محدود نموده است به زمان معلوم. در مورد اینکه مراد از «وقت معلوم» در آیه چیست میان مفسرین اختلاف نظر وجود دارد که این اختلاف نظر نیز ناشی از اختلاف روایات مربوط به این مسأله می‌باشد.
ولی بسیاری از مفسرین، از جمله مرحوم علامه طباطبائی در تفسیر المیزان، معتقد است که: میان پاسخ خداوند و تقاضای شیطان تفاوت وجود دارد و دراین پاسخ از جهتی موافقت شده است و از جهتی نیز مخالفت شده است اصل مهلت دادن به شیطان، پذیرفته شده ولی مدت مورد نظر شیطان رد شده است. چون سیاق‌ آیه دلالت دارد بر اینکه «وقت معلوم» غیر از «یوم یعبثون» است و مراد از آن زمان قبل از قیامت است.
ایشان، نتیجه می‌گیرد که منظور از وقت معلومی که خداوند آن را پایان مهلت شیطان قرار داده است، روزی است که خداوند جامعه بشری را در آن روزگار کاملاً اصلاح می‌کند و ریشة همه فساد را قطع می‌کند نه اینکه مراد روز برپایی قیامت و مرگ عموم خلایق باشد.[1]
روایاتی که در ذیل این آیه وارد شده متفاوت می‌باشد، از جمله اسحاق بن عمار از امام صادق ـ علیه السلام ـ روایت می‌کند: که حضرت فرمود: «مراد از وقت معلوم در آیه، روز قیام قائم ما است زمانی که خداوند او را ظاهر کند، در مسجد کوفه مستقر می‌شود در آن هنگام شیطان در حالی که به زانو راه می‌رود به سوی حضرت آورده می‌شود و شیطان فریادش از شدت حزن آن روز، بلند است آنگاه حضرت پیشانی شیطان را می‌گیرد (کنایه از ذلت و خواری) و گردن او را می‌زند.»[2]

 

در این رابطه تذکر چند نکته را لازم می‌دانم:

 

1 . روایاتی که در ذیل این آیه مبارکه وارد شده است و از جمله روایت مذکور، از نظر سند، ضعیف است.
2 . روایتی که نقل شد با ظاهر بعضی از روایات دیگری که در ذیل این آیه نقل شده است، اختلاف دارد برخی از روایات قتل شیطان را به رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ نسبت داده است و در بعضی دیگر بقای شیطان را تا زمان نفخه صور و مرگ جمعی، ذکر نموده است.[3] گرچه سند معتبر و قابل استنادی برای این روایت وجود ندارد.
3 . این احتمال وجود دارد که مراد از روایات مربوط به قتل شیطان، معنای کنائی آن باشد نه قتل واقعی یعنی مراد محدود نمودن و بی‌نتیجه بودن تلاش‌های شیطان، باشد که در عصر ظهور حضرت به خاطر رشد عقول مردم و تربیت آنان در پرتو حکومت حضرت(عج) کارهای شیطان بی‌اثر می‌شود و از تأثیرگذاری می‌افتد و حداقل این دسته روایات مؤید برداشت مذکور از آیه می‌باشد در هر حال چه منظور قتل و کشتن خود شیطان باشد و چه بلاتأثیر ماندن تلاشهای شیطان باشد، نتیجه یکی خواهد بود و‌آن عبارت است از عدم نقش‌آفرینی و کارایی شیطان در گمراهی مردم در عصر حاکمیت مطلق دین خدا و دولت کریمة حضرت مهدی(عج) به گونه‌ای که در آن عصر، اطاعت و بندگی در سراسر جامعه توحیدی آن عصر نمود دارد «یعبدوننی لایشکرون بی‌شیئاً».[4]
4 . نکته آخر اینکه: کشته شدن شیطان و یا بی‌تأثیر بودن او، منافاتی با اختیار و تکلیف انسان ندارد زیرا انگیزه ها و عوامل معصیت، در وسوسه شیطان منحصر نمی‌باشد بلکه علاوه بر آن دو عامل مهم دیگر: یعنی وسوسه‌های نفسانی و عوامل درونی و نیز عوامل و انگیزه‌ها و وسوسه‌های بیرونی، هم چنان باقی است چون انسان‌های آن زمان تبدیل به فرشته نمی‌شوند تا طبیعت و نفسانیات‌شان تغییر نماید، بلکه تربیت و فرشته‌خو می‌شوند با اینکه زمینه و امکان معصیت و گناه برای آنان وجوددارد ولی با توجه به اینکه آگاهی و ایمان و تربیت مردم در آن دوران، به درجه اعلا قرار دارد، این معرفت و تربیت بی‌نظیر در عصر دولت الهی حضرت مهدی(عج) صدور گناه و معصیت را به حداقل ممکن می‌رساند.
نتیجه اینکه: در عصر تشکیل دولت کریمة مهدوی(عج) مهلت کار شیطان به پایان می‌رسد. و فرقی ندارد چه این که شیطان توسط حضرت(عج) به قتل برسد، چنانکه ظاهر برخی روایات دلالت بر آن دارد و چه اینکه اصل وجود شیطان معدوم نگردد و ا ین روایات حمل به معنای کنائی بشود در این صورت، نقش‌آفرینی شیطان در اغوا و ضلالت انسان‌ها که بیش‌ترین سهم را داشته است، در آن زمان به پایان می‌رسد. و به همین خاطر بیش‌ترین نگرانی شیطان از ظهور حضرت و تعجیل آن می‌باشد.
در خاتمه: برای اطلاع بیشتر از کارکرد شیطان، مطالعه کتاب‌‌ «وقت معلوم» نوشتة آقای محمدحسن گنجی‌فرد، چاپ دوم، نشر بطحا، را توصیه می‌کنم. این کتاب در مورد تلاش‌های شیطان برای مقابله با حضرت ولی عصر(عج) و توجه به سوی آن حضرت، نوشته شده است.

 

امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ می‌فرماید:

 

همنشینی با اهل هوی و هوس موجب فراموشی ایمان و یاد خدا و نیز حضور شیطان می‌شود.

 

پی نوشتها :

 

[1] . المیزان،‌ج 12، ص 158 ـ 160، «چاپ مؤسسه علمی بیروت، 1411هـ».
[2] . همان.
[3] . ر.ک: المیزان، ج 12، ص 174.
[4] . سوره نور، آیه 55





:: برچسب‌ها: حکومت جهانی حضرت مهدی عج

نویسنده : هم عهدان منتظر
تاریخ : یکشنبه ۱٧ آبان ۱۳٩٤
امام زمان ازما دعا می خواهد یاعمل به وظیفه؟

 

۱. دعا نشان‏گر علاقه و محبت مسلمانان به امام زمان(عج) است. اگر چه دوستى‏ تمام ائمه معصومین ‏علیهم‏ السلام بخشى ‏از ایمان و شرط قبولى ‏اعمال است، در عین حال دعا کردن در حق امام زمان(عج) موجب ازدیاد محبت آن حضرت در دل و در نتیجه موجب تقویت ایمان مى‏ گردد و تقویت ایمان هم در عمل به وظایف ظهور می یابد.
 
۲. دعا اظهار تجدید عهد و پیمان با آن حضرت است و محتواى ‏پیمان با آن حضرت را دین دارى، شریعت محورى ‏و تصمیم قلبى ‏بر اطاعت امر امام‏ علیه‏ السلام و یارى‏ رساندن او با نثار جان و مال تشکیل مى‏ دهد.
 
تجدید بیعت با آن حضرت علیه‏السلام کارى است که بعد از هر نماز از نمازهاى پنج گانه یا در هر روز و یا در هر جمعه انجام آن مستحب است. هر روز بعد از نماز صبح، دعاهایى‏ که مربوط به وجود مبارک امام عصر(عج) است، خوانده شود، بسیار مفید و مؤثر خواهد بود.
 
دعاى ‏شریف «اللهم بلغ مولاى ‏صاحب الزمان صلوات الله علیه عن جمیع المؤمنین...» و نیز «دعاى‏ عهد» شاهدى‏ براى ‏این سخن است.
 
۳. دعا سبب زنده نگه داشتن یاد امام غایب در دل منتظران مى‏ گردد. یاد امام زمان(عج) توجه به ارزش هاى‏ دین و اصول اخلاقى را در دل‏ها زنده مى‏ کند و غفلت از یاد امام، یکى ‏از دلایل عمده پژمردگى ‏و سستى ‏ارزش هاى الهى ‏و انسانى ‏در جوامع اسلامى است.
 
آری کسى ‏که سلامتى ‏امام زمانش برایش مهم است و برای ظهورش دعا می کند، مسلماً آزردن آن حضرت برایش سخت است؛ در نتیجه دعا براى ‏سلامتى و فرج ‏آن حضرت، انسان را به انجام کارهایى‏ وا مى‏ دارد که موجب خشنودى ‏آن حضرت و در نتیجه سبب رسیدن به مقام رضوان الهى ‏مى ‏گردد.
 
بنابراین دعا برای سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان(عج) نه تنها خرافات نمی باشد، بلکه عاملی خواهد بود برای عمل کردن به آنچه مورد رضایت آن حضرت بوده و سبب خوشحالی قلب عزیز دل زهرا می باشد.



:: برچسب‌ها: وظایف منتظران حضرت مهدی عج

نویسنده : هم عهدان منتظر
تاریخ : چهارشنبه ٢٢ مهر ۱۳٩٤
آیا ظهور نزدیک است ؟
به گزارش خبرگزاری فرهنگسرای تخصصی امام مهدی یزد، کتاب "آیا ظهور نزدیک است؟"  تألیف "محمدعلی کریمی" مدیر عامل فرهنگسرای تخصصی امام مهدی(عج) است که توسط انتشارات سیمای خورشید وابسته به این مجموعه منتشر شد.

این اثر در چهار فصل "فلسفه غیبت"، "جهان در آستانه ظهور"، "ظهور و اثبات نزدیکی آن" و "آثار تربیتی و تکالیف"، تدوین شده است.

صفحه‌آرایی و ویراستاری این اثر نیز حاصل تلاش گروه انتشارات فرهنگسرای تخصصی امام مهدی(عج) است.

در سر آغاز این کتاب آمده است: "بوی عطر خوش پر جبرائیل که به مهمانی زمینیان آید، صبا مژده آمدنش را به دست نسیم می‌‌سپارد و این یعنی پیمودن آخرین کوچه پس‌‌کوچه‌‌های منتهی به ظهور، یعنی جلوه‌‌ای از نور؛ یعنی تماشای قامت موعود، فاصله رسیدن؛ تنها به میزان عاشقی است، عشق به ساحت مقدس شما ...!

اما گاهی ذهن به تکاپو می‌‌‌‌افتد که آیا ظهور نزدیک است؟ این نوشتار درصدد آن است تا با بیان ابعاد و موضوعات پیرامون مسئله ظهور، ذهن شما را به سوی حل مسئله فوق سوق دهد. این مجموعه با ظاهری متفاوت، هدف واحدی را دنبال می‌‌کند و می‌‌خواهد خواننده را به کوچه باغ‌‌های سبز ظهور هدایت کند .... امید که مقبول افتد."

گفتنی است؛ این کتاب در 239 صفحه و در قطع رقعی به تیراژ دو هزار نسخه به چاپ رسیده است.



:: برچسب‌ها: حکومت جهانی حضرت مهدی عج, ایا ظهور نزدیک است, فرهخنگسرای تخصصی امام مهدی

نویسنده : هم عهدان منتظر
تاریخ : سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٤
چگونه به امام زمان(عج) محبت داشته باشیم؟

 

بدیهی است تا کسی را نشناسید،‌ نه او را دوست دارید و نه از او بدتان می‌آید، بلکه هیچ توجه و احساسی نسبت به او ندارید. اما به محض آن که شناخت هر چند اندک حاصل شد، حب یا بغضی ایجاد می‌شود و به نسبت شناخت این محبت یا بغض تشدید و یا کاهش می‌یابد. البته این شناخت (حضرت) باید منجر به باور شود. باوری قلبی و از روی صدق.

راجع به امام زمان، حضرت مهدی که سلام خدا بر او باد نیز همین‌طور است. افراد به نسبت شناخت‌شان باورش می‌کنند و به تناسب باورشان به او محبت پیدا می‌کنند و به تناسب محبت‌شان به او نزدیک‌تر و نزدیک‌تر و صمیمی‌تر می‌گردند.

نزدیکی، صمیمت، محبت و ارتباط باید دو سویه باشد. در این ارتباط یک سویش امام زمان (عج) است که «امام رحمت» است و مهر و محبت‌ و توجه‌اش به ما قابل وصف نیست، هر چند که ما بد باشیم. اما سوی دیگر خود ما هستیم.

تاکنون چقدر به ایشان از روی باور و از صمیم قلب و نه فقط به وسیله زبان و لفظ ابراز محبت کرده‌ایم؟ امام، پدر امت است. آیا تا کنون سعی نموده‌ایم که دست کم رفتاری مانند یک فرزند نسبت به پدر داشته باشیم. همین رفتارهای معمولی. به عنوان مثال: صبح که از خواب بیدار می‌شویم، به پدر [امام] خود سلامی بدهیم، ابراز ادب و محبت کنیم و با اجازه‌ی او از خانه خارج شویم و به هنگام ورود نیز ابتدا به او سلامی بدهیم. آیا این حداقل باور در ما وجود دارد؟

بی‌تردید شوق حضرت به بازگشت و فلاح ما، به مراتب بیش از توجه ما به خودمان است و هر آن منتظرند که گناهکاری آهی بکشد و بر کرده‌ی خویش پشیمان شود، به سوی او بیاید و به واسطه‌اش از خداوند منان طلب عفو نماید. رابطه‌ی صمیمانه‌تری با امام زمانش برقرار کند. با یک توجه خاضعانه و از صمیم قلب قطره اشکی در وضع خویش و از محبت و دوری یار بریزد ...، تا یک شبه ره صد ساله بپیماید و از شیعیان حضرتش به شمار آید

امام زمان علیه‌السلام، حجت خداوند متعال است و در ضمن رفیق و برادر است و دستگیر امت. آیا تا کنون به این باور رسیده‌ایم که ساعتی در گوشه‌ای با او خلوت کنیم و عرض کنیم: ای امام! من حرف‌ها، درد دل‌ها، نگرانی‌ها، امیدها و مشکلاتی دارم که می‌خواهم همین طور صمیمی با شما در میان بگذارم و راه‌کار و کمک بخواهم. یا مثلاً بگوییم: ای امام، ای پدر، ای برادر، ای رفیق! من دچار آلودگی‌ها و گناه‌هایی هستم. ضعف نفس‌هایی دارم و ...، می‌خواهم مثل یک بیمار که نزد طبیب می‌رود و یا رفیقی که با رفیق دلسوز و ناصح‌اش درد دل می‌کند، این گرفتاری‌هایم را نزد شما بیان کنم تا کمک کنید نجات یابم؟!

پس، به راحتی می‌توان به امام نزدیک شد، محبت و صمیمت را تشدید نمود و با او ارتباطی تنگاتنگ برقرار نمود. و کوتاهی از خود ماست. فقط کافیست که باور و توجه کنیم. راه کاملاً باز است و دعوت مستمر.

اما راجع به نزدیک‌تر شدن و صمیمت افراد گناهکار. دقت کنیم که امام، حجت خداوند است و هدایت بندگان توسط خداوند رحمان و رحیم، به واسطه‌ی و به دست او انجام می‌پذیرد. او آئینه‌ و تجلی اسمای رحمان و رحیم و کریم و غفور است و خداوند کریم نیز همه‌ی آفرینش و بندگان خود را دوست دارد، که اگر دوست نمی‌داشت، خلق نمی‌نمود.

توجه امام زمان (عج) به بندگان گناهکار، تجلی همان توجه خدای کریم است که با مهر و محبت تمام خطاب به بندگان گناهکار خود می‌فرماید:

«قُل یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسرَفُوا عَلى‏ أَنفُسِهِم لا تَقنَطُوا مِن رَحمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الغَفُورُ الرَّحیمُ» (الزمر - 53)

تا کنون چقدر به ایشان از روی باور و از صمیم قلب و نه فقط به وسیله زبان و لفظ ابراز محبت کرده‌ایم؟ امام، پدر امت است. آیا تا کنون سعی نموده‌ایم که دست کم رفتاری مانند یک فرزند نسبت به پدر داشته باشیم. همین رفتارهای معمولی. به عنوان مثال: صبح که از خواب بیدار می‌شویم، به پدر [امام] خود سلامی بدهیم، ابراز ادب و محبت کنیم و با اجازه‌ی او از خانه خارج شویم و به هنگام ورود نیز ابتدا به او سلامی بدهیم. آیا این حداقل باور در ما وجود دارد؟

ترجمه: بگو: «اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‏اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را مى‏آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است‏.

بی‌تردید شوق حضرت به بازگشت و فلاح ما، به مراتب بیش از توجه ما به خودمان است و هر آن منتظرند که گناهکاری آهی بکشد و بر کرده‌ی خویش پشیمان شود، به سوی او بیاید و به واسطه‌اش از خداوند منان طلب عفو نماید. رابطه‌ی صمیمانه‌تری با امام زمانش برقرار کند. با یک توجه خاضعانه و از صمیم قلب قطره اشکی در وضع خویش و از محبت و دوری یار بریزد ...، تا یک شبه ره صد ساله بپیماید و از شیعیان حضرتش به شمار آید.

پس، بهتر است بدون لحظه‌ای درنگ از همین جا و همین الآن آغاز کنیم. با یک توجه، با یک نگاه، نگاهی از روی عشق و محبت. و فارغ از عالم و هر چه در اوست، با یک سلام، سلامی گرم و از صمیم دل، رابطه‌ای صمیمانه‌تر را آغاز نماییم:

السلام علیک یا اباصالح المهدی – السلام علیک یا حجه الله فی ارضه – السلام علیک یا میثاق الله الذی اخذه و وکده

اینک هر کجا که هستی، رو به قبله، به احترام و به نشانه‌ی انتظار برای قیام او بایست، دست راست بر سر بگذار و از ته دل توجه کن و بگو:

السلام علیک یا قآئم آل محمد (عج) – خداوند کریم ظهورت را نزدیک‌تر گرداند. مرا نیز ببخش و بپذیر و دست ولایت و پدری بر سرم بکش و به رغم تمامی گناهانم، از زمره‌ی شیعیان و دوستدارانت قرار بده. امین.

 

برگرفته شده از سایت شهید آوینی




:: برچسب‌ها: وظایف منتظران حضرت مهدی عج

نویسنده : هم عهدان منتظر
تاریخ : پنجشنبه ۸ امرداد ۱۳٩٤