با وجود مهدی موعود چرا قحطی و مشکلات گریبان گیر بشر است؟

      برای روشن شدن بهتر پاسخ لازم است چند پیش زمینه مربوط به هم بیان شود

      ١-تحقق موجودات عالم و فعل و انفعال های موجود در آن، براساس قانون علل و اسباب پی ریزی شده است و جریان علل و اسباب، یک سنت الهی در همه هستی گسترش دارد، همان گونه که امام صادق(علیه السلام)می فرماید: «ابی اللّه ان یجری الاشیاء الّا باسباب فجعل لکل شیء سبباً» خداوند ابا دارد از این که مخلوقات عالم جز با وجود سبب، جریان و تحقق داشته باشد، پس برای هر چیزی سببی قرار داد; بنابراین، بنابر حکمت خداوندی هیچ حادثه، وضعیت و موجودی در عالم به وقوع نمی پیوندد، مگر آن که پیش از آن سبب یا سبب هایی در کار بوده است و این قاعده، شامل همه مخلوقات، حتی انسان و سرنوشت او نیز می شود.

      ٢- براساس قاعده علیت که بر نظام زندگی فردی و اجتماعی مردم حاکم است، افراد بشر از نظر میزان استعدادها، توانایی ها، گرایش ها، شرایط زندگی خانوادگی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و مانند آن، با هم تفاوت دارند و این تفاوت، لازمه زندگی اجتماعی بشر است، زیرا بسیاری از ارزش ها، فضیلت ها، رقابت ها، نو آوری ها و پیشرفت های مربوط به ابعاد زندگی انسان، به همین تفاوت ها مربوط است; برای مثال، شکوفایی فضیلت های اخلاقی، مانند حسّ نوع دوستی، ترحم، ایثار و انفاق، گاه در پرتو درک همین تفاوت در میان افراد بشر می باشد.

      ٣- آن که در دنیا هم خوبی ها و دارایی ها وجود دارد و هم نداری ها و فقر، و مسلم است که خداوند سبحان همان گونه که خوبی مطلق، همه دارایی ها و امکانات را به کسی نداده، بدی مطلق، نداری و فلاکت ها را نیز به کسی نداده است; به بیان دیگر، مردم در داشتن دارایی های دنیایی و نداری های آن، نسبی هستند، به این معنا که بسیارند کسانی که از نظر زندگی در رفاهند، ولی از مشکلات روحی در عذابند و بسیارند افرادی که از نظر روحی و جسمی، سالم هستند، ولی از بهره های مادی، محروم اند، عده ای زیبایی خوبی دارند، ولی از توان فهمیدن کمتری برخوردار هستند، عده ای فقیرند، ولی ازکمالات معنوی بالایی برخوردارند; بنابراین، هر انسانی از جهتی دارا، و از جهت و یا جهت های دیگر نادار و فقیر است.

      ۴-  بسیاری از نقص ها، کاستی ها و گرفتاری ها براساس حکمت الهی، آزمایش خداوند است تا در پرتو آن، نه تنها عیار وجودی افراد از ناخالصی پاک شود و به مراحل کمال برسند، بلکه افراد شایسته از افراد ناشایست جدا گردند، همان گونه که قرآن به آزمایش بودن آن ها چنین تصریح می کند: «ولَنَبلُوَنَّکُم بِشَیء مِنَ الخَوفِ والجوعِ ونَقص مِنَ الاَمولِ والاَنفُسِ والثَّمَرتِ وبَشِّرِ الصّـبِرین (بقره، 155); ما به طور حتم همگی شما را یا با خوف و یا گرسنگی و یا نقص اموال و جان ها و میوه ها می آزماییم و تو ای پیامبر، صابران را بشارت بده.» بنابراین، آزمایش های الهی که در قالب دارایی و ناداری، زیبایی و بدشکلی، تندرستی و مرض، مستعد بودن و کودن بودن، حیات و ممات و مانند آن ظهور پیدا می کند، خود جلوه های رحمت الهی هستند که حکیمانه مردم را در این مسیر به کمال و قرب الهی می خوانند.

      ۵-  بسیاری از ناداری ها و نقص ها و گرفتاری های افراد، گذشته از آن که می تواند ناشی از ظلم و ستم دیگران و یا آزمایش الهی باشد، ممکن است ناشی از سوء اختیار و استفاده نکردن از توانایی های خود و شکوفا نکردن استعدادهای خدادادی موجود در هر شخصی باشد; از این رو، در قیامت، خداوند بر ضدّ آنان احتجاج می کند، همان گونه که امام صادق(علیه السلام)می فرماید: روز قیامت، خداوند تعالی به بنده اش می فرماید: ای بنده من! آیا نسبت به وظایف و توانایی های خود در دنیا آگاهی داشتی؟ اگر بگوید: بله، خداوند به او می فرماید: پس چرا به آن چه می دانستی، عمل نکردی، و اگر بنده بگوید: نمی دانستم، خداوند منان به او می فرماید: پس چرا یاد نگرفتی تا عمل کنی.» بنابراین، برخی فقرها و فلاکت های انسان ها ناشی از نبود آگاهی های لازم، برای شیوه زندگی درست و یا عمل نکردن به دانسته های خود است.

       ۶-  رحمت خداوند عبارت است از افاضه نعمت بر مستحق و رساندن هر چیزی به سعادتی که شایستگی و استعداد رسیدن به آن را دارد; بنابراین، رحیم بودن خداوند و بی نهایت بودن آن، برای خوش بختی و بهره مندی مردم از رفاه، امکانات، داشتن کمالات جسمی و معنوی و مانند آن، کافی نخواهد بود، بلکه افزون بر آن، داشتن زمینه پذیرش رحمت الهی در وجودافراد و فراهم کردن مقدمات بهره مندی از آن هم لازم می باشد. بنابر مقدماتی که بیان شد باید دید که فقر و فلاکت و گرفتاری های برخی انسان ها ناشی از چیست؟ اگر پدید آمده از ظلم و حق کشی دیگران بوده که بایستی در رفع ستم کوشید و اگر ناشی از آزمایش الهی است که باید این گونه که افراد را بنابر دستور قرآن که می فرماید: «وبَشِّرِ الصّـبِرین» (بقره، 155) به صبر و تحمل فرا خواند و اگر ناشی از سهل انگاری و کوشش نکردن خود آن افراد است که در این صورت، افزون بر تشویق آنان به جدیت و سعی در رفع گرفتاری های خود، با همیاری و هم فکری مؤمنان، می توان مقدمات کار و کوشش را برای آنان فراهم کرد و زمینه های بهره مندی آنان از رحمت الهی را در وجود آنان ایجاد نمود.

 اصول کافی، کلینی، ج 1، ص 183. . بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 2، ص 29.

تفسیر المیزان، علامه سید محمد حسین طباطبایی، ترجمه موسوی همدانی، ج 7، ص 35.

/ 10 نظر / 6 بازدید
بنده ی عشق

سلام دانسته هامون نسبت به آنچه عمل می کنیم زیادند. خدا اراده ی ما رو قوی تر کنه. عکس وبلاگ رو که دیدم یاد یه برنامه ی رادیویی افتادم. برنامه ی جالبیه. موفق باشید[گل]

حس غریب

سلام. ثانیه های بی او... می گذرد و دریغا که غمگساری نیست!! بروزم و منتظر حضورتون. التماس دعا.

کسیکه اینجور فکر نمیکنه

من اتفاقا همین سئوال رو از یکی برادران وبلاگ نویس به ظاهر طلبه پرسیدم شروع به فحاشی کرد!

کسیکه اینجور فکر نمیکنه

نوشتید که : "بنابراین، بنابر حکمت خداوندی هیچ حادثه، وضعیت و موجودی در عالم به وقوع نمی پیوندد، مگر آن که پیش از آن سبب یا سبب هایی در کار بوده است" بطور متوسط یک بچه در هر 5 ثانیه بر اثر مستقیم یا غیر مستقیم گرسنگی میمیره بعبارتی، 700 تا بچه در هر ساعت، 16000 تا در هر روز ،6 میلیون در هر سال 60% مرگ و میر اطفال بر اثر قحطی و گرسنگیه. On the average, 1 child dies every 5 seconds as a result, either directly or indirectly, of hunger - 700 every hour - 16 000 each day - 6 million each year - 60% of all child deaths (2002-2008 estimates).[ منابع: http://www.fao.org/docrep/007/y5650e/y5650e00.htm http://www.fao.org/docrep/008/a0200e/a0200e00.htm چطور میشه کسی بتونه اینا رو نجات بده و دلش نیاد به اینا کمک نکنه؟!چطور میشه برای این فاجعه سببی الهی قائل شد؟چطور کسی بقول شما بقیه الله است باقیمانده خدا روی زمین و حی و حاضر ، رحیم و رئوف اما شاهد این آمار هستیم؟!

کسیکه اینجور فکر نمیکنه

در ادامه ادعا شده: "آن که در دنیا هم خوبی ها و دارایی ها وجود دارد و هم نداری ها و فقر، و مسلم است که خداوند سبحان همان گونه که خوبی مطلق، همه دارایی ها و امکانات را به کسی نداده، بدی مطلق، نداری و فلاکت ها را نیز به کسی نداده است" گفتید مطلق بدی به کسی داده نشده چون ادعای شما یک ادعای مطلقه به راحتی با یک مثال نقض قابل شکستنه: چرا اتفاقا مطلق بدی یا فلاکت به افرادی داده میشه برای مثال بیشترین آمار ایذز متعلق به بچه هایی هستند که در آفریقا با ایدز به دنیا میایند ، یعنی هیچ گونه شانس و امکان برای حیات ندارند هیچ لذتی از زندگی نمی برند ، یا اون بچه هایی که از قحطی در طفولیت می میرند (سالی 6 میلیون) به اینها هیچ گونه فرصتی داده نمیشه. پس هستند افرادی که با فلاکت مطلق بدنیا می آیند. "بسیاری از نقص ها، کاستی ها و گرفتاری ها براساس حکمت الهی، آزمایش خداوند است تا در پرتو آن، نه تنها عیار وجودی افراد از ناخالصی پاک شود و به مراحل کمال برسند، بلکه افراد شایسته از افراد ناشایست جدا گردند"چطور خدا خودش عیار آفریده اش رو نمیدونه؟ آزموده را آزمودن خطاست اگر خدا علم مطلقه دیگه آزمایش کردنش معن

ذهن زیبا

سلام. به روزم: از حرم تا قتلگه(۱). يا علی

کسیکه اینجور فکر نمیکنه

سلام ممنون از پاسخهای شما. اینکه شما گفتید:"ولی یک سری از اتفاقات در این دنیا می افتد که فقط خداوند قدرت سیطره بر آن را دارد پس چگونه ما می توانیم امام زمان را به خاطر اینکه چرا این اتفاقات در دنیا در حال وقوع است و او هیچ کاری نمی کند مواخذه کنیم" جواب شما برای من قانع کننده بود که قادر مطلق باید مورد سئوال قرار بگیره نه نماینده او ،که دیگه این قسمت یعنی اصولا وجود داشتن یا نداشتن یک قادر مطلق و ولایت داشتن یا نداشتن و اینکه اصولا آفریننده آیا محق بر اجبار کردن آفریده هست یا نه رو چون موضوع این وبلاگ نیست اون رو ادامه نمی دنم. اینکه "بسیاری از احوال ما نتیجه اعمال ماتآخر گذشتگان ماست که ظاهر گشته و یا هنوز ادامه دارد " متوجه نشدم؟نکنه همون گنه کرد در بلخ آهنگری ز شوشتر زدند گردند مسگری باشه؟

کسیکه اینجور فکر نمیکنه

سلام بازم ممنون از جوابتون، و الته ممنون از صبر وحوصله تون سایر دوستان مسلمان بعضا کمی پرخاشگرترند. که البته نه من از ابي العوجا لجوجترم نه اونها به خوبی امام صادقشون. درباره اینکه اشاره کردید:"اما این جای تعجب دارد شما با این همه اطلاعاتی که دارید هنوز سر درگمید .از شیوه نگارشتان معلوم است که انسانی محقق و در طلب فهم هستید." اولا منکه اطلاعات و معلومات خاصی ندارم و راستش همه مکاتب از مسیحیت پروتستان و کاتولیک و ارتدوکس گرفته تا شعبات متعدد اهل سنت و وهابیت و سلفی ها و زرتشتی ها و عرفانهای سرخ پوستی و مذهب رائیل و اهل تصوف و انواع اقسام فرقه های دراویش و اهل حق گرفته تا یهودیت و بهاییت و انواع تشیع همه و همه در اینکه خودشون حق مطلق می دونند و دیگران رو در جهل مرکب و نا آگاه کاملا مشترکند. مثل بازاری هر فروشنده ای مدعیست که جنس او از بقیه بهتر و خرید متاع سایر فروشندگان موجب خسران و ضرر. و البته همگی مدعی گارانتی سعادت دینا و آخرت. یکی ایمان به عیسای مسیح و پذیرش اینکه عیسی به خاطر گناهان ما روی صلیب رفته را موجب سعادت می دونه دیگری اعتقاد به 12 امام و دیگری امامت رو بدعت و خلاف سنت رسول و ا

میثم ا

سلام مطلب عالی بود مثل دیگر مطالبتان موفق باشید